تبلیغات
خــــــاله ســــوســــکـه - معلم شیمی

خــــــاله ســــوســــکـه

نوشته های یه دختر دیوونه

معلم شیمی

از اول سال تا حالا معلم شیمیمون برای سومین بار عوض شد
اول یه خانوم  بود که درس دادنش خیلی خوب بود، بعد یه آقایی اومد که عالی بود و هفته ی پیش فاجعه ی سال رو سر ما نازل شد...
این خانومی که به تازه اومده، فوق العاده وسواسی تشریف دارن!

تا اومد تو کلاس یه دستمال از تو کیفش بیرون اوردو خیلی آروم روی دستاشو با دستمال ناز(!) کرد بعد، انداخت تو سطل! برگششت گفت: یکی که سرما نخورده به من خودکار بده یکی از بچه ها یه سرفه کرد رو خودکارو، خودکارو بهش داد!
بعد خواست شکل هندسیه، قلمرو الکتریکیو با ماژیکایی که تو دستش بود بهمون نشون بده. 2تا ماژیک دستش بود اما 3تا میخواست، یکی از بچه ها که پایه تخته بود اومد که در ماژیکو ببنده  و بده به معلم از دسستش افتاد! همچین با ترس نگاه کرد به ماژیک که انگار دوستم داشت از تو چاه فاضلاب ماژِکو میاورد بالا، برگشت گفت: نمیخواد! با انگشت نشون میدم
بعد چند دقیقه که داشت تخته رو پاک میکرد، گفت "چقد خوبه که این تخته پاک کنا به تخته میچسبه!" بعد با حسرت به ماژیک نگاه کردو گفت"کاش این ماژیک هم از این چسبونکیا(چسبونکی یا آهنربا؟!) داشت تا به تخته میچسبیدو رو این زمینی که بچه ها با کفشاشون روش راه میرنو، قبلا با این کفشا تو سرویس بهداشتی بودنو.... وای! تصورش وحشتناکه!"

یه سوال! این چه جوری معلم شیمی شد؟؟؟؟ خوبه تازه یه جلسه اومده خدا صبر بهمون بده




ن.ن:


[ سه شنبه 22 اسفند 1391 ] [ 06:48 ب.ظ ] [ نگار ] [ نظرات() ]