تبلیغات
خــــــاله ســــوســــکـه - یادش بخیر...

خــــــاله ســــوســــکـه

نوشته های یه دختر دیوونه

یادش بخیر...

یادتونه تو دبستان زنگ تفریح که تموم میشد،مامورای آبخوری نمیذاشتن دیگه آب بخوریم؟!
یادتونه هرکی بهمون فحش میداد،کف دستمونو نشون میدادیمو مگفتیم:آینه،آینه؟!
یادتونه تقلید کار میمونه،میمون جز حیوونه؟!(خداییش خیلی حرص درار بود این جمله)
یادتونه خط کشهایی اومده بودن که وقتی محکم میزدیم به مچ دستمون،دسبند میشد؟!
یادتونه وقتی بچه بودیم،گلبرگهای گل و روی ناخونامون با تف میچسبوندیمو میگفتیم،لاک زدیم؟!
یادتونه میگفتیم:پسرا شیرن،مث شمشیرن!دخترا موشن،مث خرگوشن؟!
یادتونه بازیه،پیپیپینکیو،پدر ژپتو،.....
یادتونه سیاهی کیستی؟منم پارسی کولا
یادتونه مچ دستمونو گاز میگرفتیم،میشد ساعت!بعد مامانمون میپرسید ساعت چنده،ذوق مرگ میشدیم؟!
یادتونه وقتی سرکلاس حوصله نداشتیم،الکی مدادو بهانه میکردیمو میرفتیم گوشه کلاس،کنار سطل آشغال که بتراشیم؟!
یادتونه خانوم اجازه؟سعیدی جیش کرده؟!
یادتونه یه مقنعه چونه دار میذاشتن سرمون،بعد سرمون میخارید!بعد یه کش میذشتن پشتش تا چونش نیاد رو گوشمون!
یادتونه پارک میرفتیم مث مظلوما میچسبیدیم به میله و زل میزدیم به کسی که سواره!بعد که نوبتمون میشد عمرا پایین مییومدیم
یادتونه اون پاکن هارو که یه طرفش قرمز بود،یه طرفش آبی؟بعد میخواستیم با اونطرفی که آبیه خودکار پاکنیم؟آخرشم کاغذ پاره میشد یا سیاه و کثیف
یادتونه وقتی مشق مینوشتیم پاکن و تو دستمون نگه میداشتیم.بعد عرق میکردیم.وقتی میخواستیم پاک کنیم،چرب و سیاه میشدو جاش میموند
یادتونه پاهامونو 180درجه سر صف باز میکردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم
یادتونه وقتی دوستمون میپرسید درستون کجاست،یه درس از اونا جلوتر باشیم؟!
یادتونه توی خاله بازی،یه نوع کیک درست میکردیم،به اینصورت که بیسکوییتو تو کاسه خورد میکردیمو توش آب میریختیم،بعد میخوردیم
یادتونه به هم میگفتیم 3بار بگو گاز دوغ دار،دوغ گاز دار
.
.
.
.
.
.
.
.
.
واقعا چه کارهای دیگه ای که نمی کردیم.....


[ چهارشنبه 24 آبان 1391 ] [ 10:05 ب.ظ ] [ نگار ] [ نظرات() ]