تبلیغات
خــــــاله ســــوســــکـه - روزهای مدرسه

خــــــاله ســــوســــکـه

نوشته های یه دختر دیوونه

روزهای مدرسه

+دیروز ورزش داشتیم و امتحانه انعطاف پذیری!معلمه فلان فلان شده یه نرمشای سختی داد! کم مونده بود بگه پاتونو بدون اینکه زانوتون خم بشه بکنین تو دهنتون و پاها به اندازه عرض شونه باز،بدون اینکه زانوهاتونو خم کنین سراتونو بچسبونین به زمین

پ.ن:امروز همه ی بچه ها میلنگیدن!
من که کلا پرانتزی راه میرم





+فک کنم یه ماه پیش بود!ورزش داشتیم،همه ی بچه ها تصمیم گرفتیم والیبال بازی کنیم!اول یه دایره درست کردیم تا گرم بشیم بعد بریم پشت تور!من والیبالو خیلی دوست دارم ،اما افتضاح بازی میکنم
داشتیم بازی میکردیم که معلم توپو پاس داد سمت من!من نامردی نکردم یه ساعد خفن زدم!پنجره ی کلاسای طبقه دوم باز بود!توپم صاف رفت تو یکی از این کلاسا!من یه لحظه همرو نگاه کردم!قیافم مثشده بود!بعد دیدم همه دوستام یهو زدن زیره خنده!صدای خندم از اون کلاس بلند شد!حالا معلمون هی داشت عذر خواهی میکرد، من داشتم هرهر میخندیدم




+امروز باز عربی داشتیمبرده بودتمون نمازخونه که پاورپوینت بهمون نشون بده!(فقط کلاس ما بدبختا سیستم نداره)

پ.ن:آخه عربی پاورپونت میخواد؟


[ سه شنبه 14 آذر 1391 ] [ 02:59 ب.ظ ] [ نگار ] [ نظرات() ]